|
عبد المطلب و رقیبان بار سفر بسته و راهی بیابان های بی آب میان حجاز و شام شدند . آفتاب سوزان بی رحمانه تازیانه های آتشین خود را بر سر و روی آنها می نواخت و زمین حرارت نثارشان می کرد . آب مشک ها به پایان رسیده بود و تشنگی امانشان را بریده بود . سر انجام همگی یقین کردند که این بیابان های تفتیده جانشان را خواهد ستاند و جسمشان نصیب حیوانات بیابان خواهد شد . از این رو تصمیم گرفتند هر یک قبری برای خویش حفر کند تا هر که مرگش رسید دیگران او را دفن کنند تا نفر آخر . عبد المطلب و رقیبان هر یک در قبر خود خوابیده و با لب های خشک و ترک زده و با دلی اندوهگین در انتظار مرگ بودند که ناگهان عبد المطلب فریاد زد... |
ادامه مطلب
وحیهایی که به پیامبر اسلام صلیاللهعليهوآله میشود:
وحیهایی که به انبیا میشود نوعا منشا تشریع و هدایت است. شاید بتوان وحیهایی را که به 1) وحی قرآن :
قرآن کریم وحی خدا به پیامبر اکرم است که در مدت بیست و سه سال به صورت تدریجی و متناسب با شرایط تبلیغ و حوادث زمان ـ که مقتضای فصاحت و بلاغت است ـ نازل شده است. اين نوع، همان وحیی است که منشا تشریع بوده و معجزهی جاودان آن حضرت به شمار میرود: نيكوترين سرگذشتها را كه پيش از آن آگاهى نداشتى از طريق وحى اين قرآن برايت بيان كرديم. (یوسف: 3) به راستى ما قرآن را به تدريج بر تو نازل كرديم(انسان:23) 2) وحی احکام و معارف :
علاوه بر قرآن کریم، کلیه معارف و هدایتهای دینی توسط وحی به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ابلاغ میشود و آن حضرت آن را به مردم میرساند : آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد; و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است.( حشر : 7) و آنچه میگوید وحی است : از روی هوا سخن نمیگويد. آن نيست جز وحيی که به او القا میشود.( نجم : 4-3) در روایاتی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به اين نوع وحی اشاره فرمودهاند : « به من کتاب (قرآن) و مانند آن به همراه آن داده شده است.» |
ادامه مطلب
|
بیا بشنو تو با گوش دل و جان که میآید ندا از سوی جانان که هان ای غرقهی گرداب عصیان جدا افتاده از غفران یزدان الا ای غوطه ور در بحر نسیان الا ای عبد مسرف در گناهان الا ای غرقهی مرداب شهوت هلا اینک شب و این بانگ دعوت در خلوتسرایم شب گشایند عزیزانم شبانگه نزدم آیند نماز مصطفی را شب بدیده مناجات علی را شب شنیده غمان سینهی سوزان زهرا شبانگه میرود بر اوج اعلی نماز مجتبی شب سوز دارد شررهایی جهان افروز دارد پر از نور است شبهای عرفات چو میآید حسین اندر مناجات هزاران دل برِ زینب شکسته چو میخواند نماز شب نشسته شبانگاهان نماید سجده سجاد برآرد از دل تفتیده فریاد دل شب باقر و صادق بمویند گهی از وصل و گه هجران بگویند چو موسی شب به پنهان اشک ریزد در و دیوار زندان اشک ریزد ز شوق دیدن دردانهی اشک به چشمان رضا شب را به دل رشک جوادم چون شب آرد سجده بر خاک شود افلاکیان را سینهها چاک ز جور حاکمان شبهای بغداد نقی و هم حسن دارند فریاد کنون دارد جلای دیگری شب که مهدیم گشاید بر دعا لب زمین را بوسه باران میکند شب چو مهدی رو به جانان میکند شب زمین را آسمان شب سجده آرد چو مهدی سر به خاک ما گذارد |
تمهيد الهی در مصون ساختن قرآن از تحريف
در سخنان قبل به این نتیجه رسیدیم که برنامه ریزی خدای متعال در حفظ قرآن را، بايد در اسلوب قرآن و نحوهی بيان آن جستجو كرد، یعنی در روش به كارگيری كلمات. به بیان دیگر آيات قرآنی طوری نازل شده و ترتيب یافته كه انگیزه و تمايل به تغيير و تحريف در قرآن از میان برود. پس آن خطر با تمهيد الهی از بين رفته است. امّا خطر تحریف چگونه ممکن بود بوجود آید؟ |
ادامه مطلب
سپس آنها او (علی علیه السلام) را به بیعت با خود دعوت کردند، اما او درنگ کرد و تاخیر نمود تا آن که قصدهایی بر او کردند و تصمیم بزرگی در بارهاش گرفتند...
از معاویه پسر صخر به محمد بن ابی بکر که خلاف راه پدرش میرود
سلام بر اهل فرمانبرداری خدا. اما بعد، نامهات به دستم رسید که در آن آنچه را خدا اهل آن است از بزرگی و قدرت و سلطنت، و آنچه را که پیامبرش را بدان برگزید، با آن همه پرگویی یاد کردی، اما در آن، دیدگاه خود را تضعیف و پدرت را نکوهش نمودی...
ادامه مطلب
|
شب آمد آسمان پر شد ز اختر شب آمد جلوه گر آیات حق شد شب آمد آسمان شد نورباران شب آمد خستگان رفتند در خواب بیا بنگر تو اسرار جهان را هزاران اختر و رخشنده کوکب فروشد غمزه بر افلاکیان ماه |
نمایان کهکشان شد بار دیگر منادی در جهان نیلی ورق شد صلای اُدعُنی آید ز جانان مخواب ای دل تو اینک راز شب یاب ببین با دیدهی دل آسمان را نمایان گشته در تاریکی شب زند چشمک سهیل و زهره گهگاه |
ادامه مطلب
|
دلا رخساره همرنگ شب آمد سیه شد روزم از فرط گناهان دلا آیا نشد هنگامهی راز تو بی ساقی و می بی چنگ و بی دف دهی لعل و خزف گیری ز بازار بیا بس کن جفا کن نغمه آغاز |
زفرط معصیت جان بر لب آمد دلم مرد از خطای جهر و پنهان شدن با مرغ شب چون نی هم آواز رهانی شاهباز عقل از کف به خود آی و زمستی دست بردار شب آمد مژده ای دل چارهای ساز |
|
حکمت عدم ذکر نام حضرت امير و ساير امامان عليهمالسلام در قرآن کريم تا اينجا روشن شد که اولا حضرت امير عليهالسلام هم در قرآن و هم در سنت، به عنوان جانشين رسول صلی الله عليه و آله و سلم و امام برگزيده الهی و پيشوای امت اسلامی معرفی شده است. و ثانيا ذکر نام آن حضرت در قرآن مشکلی را در جلوگيری از اختلاف در مورد امامت، حل نمیکرد. حال میخواهيم ببينيم... |
ادامه مطلب
|
میبینم که با او هماوردی میکنی حال آن که تو اینی و او او است! |
ادامه مطلب
زمزم ، همان چشمهای که در نزدیکی کعبه و به یمن قدم اسماعیل، ذبیح خدا به وجود آمده بود، و موجب حیات و آبادانی شده بود، بعدها در زمان حاکمیت «مضامن ابن عمرو » خشک شد. زیرا قبیلهی «خزاعه » آمادهی حمله به مکه و تسلط بر آن شده بودند و مضامن، تصمیم گرفت بخشی از ثروت کعبه، از جمله دو آهوی طلا و چند قبضه شمشیر روئین را در چاه زمزم پنهان کرده و چاه را پر کند تا اگر حکومتش ساقط شد، این ثروت به دست خزاعه نیفتد. با پیروزی خزاعه...
ادامه مطلب
|
ای در میان جـانم و جـان از تو بیخــبر چون پی برد به تو دل و جانم که جـاودان نقش تو در خـیال و خیال از تو بی نصیب شـرح و بیان تو چـه کنم زان که تا ابـد از تـو خـبر به نام و نشان است خـلق را جـویــندگان گوهـر دریـای کُنــه تـو عـطار گرچه نعــرهی عشـق تو میزند |
از تو جهـان پر است و جهان از تو بیخبر در جان و در دلـی دل و جان از تو بیخبر نام تـو بر زبـان و زبـان از تو بیخبر شـرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر لیکن همـه بـه نام و نشان از تو بیخبر در وادی یقــین و گمان از تو بیخبر باشـند جـمله نعـره زنان از تو بیخبر |
ادامه مطلب
... و اما تو لعین فرزند لعینی. تو و پدرت هماره بر دین خدا بلاها را طلب کردید و در خاموش کردن نور خدا کوشیدید...
اخیرا مشاهده میشود که شخصیت مزوری چون معاویه که در تمام دوران نهضت پیامبر اکرم صلیاللهعليهوآله در مکه و مدینه به همراه پدرش ابوسفیان و سایر سران شرک در صف اول پیکار با مسلمانان قرار داشته و آنچه در توان داشت برای نابودی اسلام به کار گرفت، و عاقبت با مشاهدهی قدرت یافتن اسلام چارهای جز تسلیم شدن ندید، از سوی تفرقه افکنان مورد تمجید و ستایش واقع شده و کتابهایی در مناقب وی در تیراژ زیاد در کشورمان توزیع میشود ...
ادامه مطلب
بیایید با چشمانی باز به این مساله نگاه کنیم. ببینیم آیا علت اختلاف در میان مسلمانان، ذکر نکردن نام آن بزرگوار در قرآن است، یا علت دیگری دارد.
با نگاهی اجمالی به تاريخ اسلام روشن میشود که علت اصلی اختلاف در مسأله رهبری امت و جانشينی رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم اين نبود که نام کسی در قرآن آمده است يا نه. بلکه خود مسأله رياست انگيزهی کافی برای اختلاف، در درون خود دارد. تاريخ و روايات قطعی نشان میدهند که رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم حضرت امير عليهالسلام را در مواقف فراوانی به جانشينی خود معرفی کردند. و جالب است که پس از رحلت رسول صلی الله عليه و آله و سلم کسی منکر سفارشات آن حضرت در مورد حضرت امير عليهالسلام نبود، بلکه نگران اين بودند که حکومت به دست خودشان نيفتد! لذا بدون توجه به سفارشهای رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم ، به محض اين که از رحلت آن حضرت مطمئن شدند، بی آن که حرمت جنازه مطهر آن بزرگوار را رعايت کنند، مراسم تشييع و تدفين آن حضرت را ترک کرده سراسيمه به تصاحب قدرت و اخذ بيعت از مردم پرداختند! حال کسانی که تا اين حد در تصاحب قدرت حريص بودند، آيا در صورت وجود نام حضرت امير عليهالسلام در قرآن از مقاصد خود صرف نظر میکردند؟
ادامه مطلب
شايد بارها شنیده باشید که اگر نام علی (ع) در قرآن آمده بود دیگر میان مسلمانان هیچ اختلافی نبود و امروز همهی مسلمانان یک دست و یک رنگ و به اصطلاح «امت واحده» بودند، و اصلا روند تاریخ اسلام و حتی جهان دیگر این نبود، بلکه از چهارده قرن پیش امامان معصوم رهبری امت اسلام را به عهده میگرفتند و جهان را به سوی صلاح و عدالت راه میبردند!
راستی این گونه نیست؟ اگر امروز قرآن را باز میکردیم و مثلا میخواندیم : «ای مؤمنان رهبر و امام شما پس از پیامبر، علی و يازده فرزند او است» همگان نمیپذیرفتند؟
منتظر پاسخ شما هستم.
علامه مجلسی در بیان واژهی وحی میفرماید:
اصل وحی همان سخن پنهان است. سپس بر هر چه که، اختصاصا برای فهماندن به مخاطب، به صورت پوشیده از دیگران، اراده شود، اطلاق شده است. وحی وقتی به خدای تعالی اضافه شود، مربوط به وحیی است که اختصاص به رسولان دارد. (مجلسي ، بحار الأنوار 18: 250- 248)
علامه مجلسی بر این نکته تاکید میکند که کاربرد وحی در اصطلاح شرعی اسلام تنها در مورد وحی به انبیا است، اگر چه در معنی، هر آنچه پنهانی و اختصاصی به کسی القا شود وحی است.
با نگاهی به آیاتی که در آنها از وحی سخن رفته، روشن میشود که آنچه وحی میشود، ممکن است یکی از اين امور باشد :
ادامه مطلب
وحي؛ سخن گفتن خدا با بشر
آفریدگار مهربان از طریق وحی با بندگان خویش سخن میگوید و پیام ، حکم ، یا خبری را به ایشان میفهماند.
قرآن كريم، وحى الهى و گفتگوى عظمت بىانتها با بندگان خويش است. و همان درخشش جمال الهى و مايه هدايت مردمان است كه ايشان را از تاريكى هاى جهل و گمراهى به روشنايى هدايت و كمال رهنمون مىسازد... « از جانب خدا نورى و كتابى روشن برايتان آمده است . خدا به وسيله آن هر كه را
خشنودى او را پيروى كند ، به راههاى سلامت راهنمايى كند و - آن كتاب - به اذن خدا از تاريكىها به سوى روشنايى بيرونشان سازد. و ايشان را به شاهراه راست هدايت نمايد.»( مائده : 15 - 16)
و اين كتاب اگر چه ظاهرى شيوا و بيانى رسا دارد، اما به حقيقتى بس رفيع و عظمتى تصور ناپذير تكيه زده و جايگاهى بلند دارد كه دست هر كس بدان نمىرسد و هر نگاهى به آن نمىافتد، « ما آن را خوانايى عربى قرار داديم، باشد كه آن را در يابيد. و بى شك - قرآن - در ام الكتاب، نزد ما هر آينه بلند مرتبه و با استحكام است.»( زخرف : 4-3)
ادامه مطلب
ابراهیم علیه السلام در خواب میبیند که جوان رعنا و عزیزتر از جانش را قربانی میکند :
ابراهیم : پسرم اسماعیل ، شکیبا باش،که آفریدگار مهربان ، مشتاق دیدن روی تست . سختی سوزش تیغ را بر حنجرت تاب بیاور ، آنگاه شراب وصل از دست پروردگارت نوش کن!
اسماعیل : پدر! شتاب کن که من هم بیش از این دوری او را تاب ندارم ، شتاب کن که سوزش خنجر، شرمنده آتش هجران است.
ابراهیم بوسه بر پیشانی جوان دلآرایش میزند ، خنجر به کف میگیرد تا در کار قربانی کردنش در آید...
ابراهیم از خواب بیدار میشود ، کم کم ، ستارهها در آسمان کم فروغ میشوند ، ابراهیم مینشیند، تبسمی بر لب دارد ...
ابراهیم : حبیب من ، این چه سودایی است با من ؟ سر آزمودن من داری ؟
ادامه مطلب
|
ای در میان جـانم و جـان از تو بیخـبر چون پی برد به تو دل و جانم که جـاودان نقش تو در خـیال و خیال از تو بی نصیب شـرح و بیان تو چـه کنم زان که تا ابـد |
از تو جهـان پر است و جهان از تو بیخبر در جان و در دلـی دل و جان از تو بیخبر نام تـو بر زبـان و زبـان از تو بیخبر شـرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر |
