تبليغاتX
آینه‏ی آفتاب
زمزم (2) پنجم تیر 1387 7 بعد از ظهر

عبد المطلب و رقیبان بار سفر بسته و راهی بیابان های بی آب میان حجاز و شام شدند . آفتاب سوزان بی رحمانه تازیانه های آتشین خود را بر سر و روی آنها می نواخت و زمین حرارت نثارشان می کرد . آب مشک ها به پایان رسیده بود و تشنگی امانشان را بریده بود . سر انجام همگی یقین کردند که این بیابان های تفتیده جانشان را خواهد ستاند و جسمشان نصیب حیوانات بیابان خواهد شد . از این رو تصمیم گرفتند هر  یک قبری برای خویش حفر کند تا هر که مرگش رسید دیگران او را دفن کنند تا نفر آخر . عبد المطلب و رقیبان هر یک در قبر خود خوابیده و با لب های خشک و ترک زده و با دلی اندوهگین در انتظار مرگ بودند که ناگهان عبد المطلب فریاد زد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

وحی‏هایی که به پیامبر اسلام صلی‏الله‏عليه‏و‏آله می‏شود:

وحی‏هایی که به انبیا می‏شود نوعا منشا تشریع و هدایت است. شاید بتوان وحی‏هایی را که به قرآنپیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم می‏شود در انواع ذیل جای داد :

1) وحی قرآن :

قرآن کریم وحی خدا به پیامبر اکرم است که در مدت بیست و سه سال به صورت تدریجی و متناسب با شرایط تبلیغ و حوادث زمان ـ که مقتضای فصاحت و بلاغت است ـ نازل شده است. اين نوع، همان وحیی است که منشا تشریع بوده و معجزه‏ی جاودان آن حضرت به شمار می‏رود:

نيكوترين سرگذشتها را كه پيش از آن آگاهى نداشتى از طريق وحى اين قرآن برايت بيان كرديم. (یوسف: 3) به راستى ما قرآن را به تدريج بر تو نازل كرديم‏(انسان:23)

2) وحی احکام و معارف :

 علاوه بر قرآن کریم، کلیه معارف و هدایتهای دینی توسط وحی به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم ابلاغ می‏شود و آن حضرت آن را به مردم می‏رساند :

آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد; و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است.( حشر : 7)

و آنچه می‏گوید وحی است : از روی هوا سخن نمی‏گويد. آن نيست جز وحيی که به او القا می‏شود.( نجم : 4-3)

در روایاتی رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم به اين نوع وحی اشاره فرموده‏اند :

« به من کتاب (قرآن) و مانند آن به همراه آن داده شده است

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

مثنوی شب(3) چهاردهم خرداد 1387 3 بعد از ظهر

بیا بشنو تو با گوش دل و جان                   که می‏آید ندا از سوی جانان

که هان ‏ای غرقه‏ی گرداب عصیان              جدا افتاده از غفران یزدان

الا ‏ای غوطه ور در بحر نسیان                   الا ‏ای عبد مسرف در گناهان

الا ‏ای غرقه‏ی مرداب شهوت                     هلا اینک شب و این بانگ دعوت

در خلوتسرایم شب گشایند                     عزیزانم شبانگه نزدم آیند

نماز مصطفی را شب بدیده                      مناجات علی را شب شنیده

غمان سینه‏ی سوزان زهرا                       شبانگه ‏می‏رود بر اوج اعلی

نماز مجتبی شب سوز دارد                      شررهایی جهان افروز دارد

پر از نور است شبهای عرفات                   چو ‏می‏آید حسین اندر مناجات

هزاران دل برِ زینب شکسته                    چو ‏می‏خواند نماز شب نشسته

شبانگاهان نماید سجده سجاد                برآرد از دل تفتیده فریاد

دل شب باقر و صادق بمویند                    گهی از وصل و گه هجران بگویند

چو موسی شب به پنهان اشک ریزد          در و دیوار زندان اشک ریزد

ز شوق دیدن دردانه‏ی اشک                    به چشمان رضا شب را به دل رشک

جوادم چون شب آرد سجده بر خاک          شود افلاکیان را سینه‏ها چاک

ز جور حاکمان   شبهای بغداد                   نقی و هم حسن دارند فریاد

کنون دارد جلای دیگری شب                    که مهدیم گشاید بر دعا لب

زمین را بوسه باران ‏می‏کند شب               چو مهدی رو به جانان ‏می‏کند شب

زمین را آسمان شب سجده آرد                چو مهدی سر به خاک ما گذارد

نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نبودن نام حضرت امير عليه السلام در قرآن (4) سیزدهم خرداد 1387 4 بعد از ظهر
تمهيد الهی در مصون ساختن قرآن از تحريف

در سخنان قبل به این نتیجه رسیدیم که برنامه ریزی خدای متعال در حفظ قرآن را، بايد در اسلوب قرآن و نحوه‏ی بيان آن جستجو كرد، یعنی در روش به كارگيری كلمات. به بیان دیگر آيات قرآنی طوری نازل شده و ترتيب یافته كه انگیزه و تمايل به تغيير و تحريف در قرآن از میان برود. پس آن خطر با تمهيد الهی از بين رفته است. امّا خطر تحریف چگونه ممکن بود بوجود آید؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نامه‏ی معاویه در پاسخ نامه‏ی محمد نهم خرداد 1387 6 بعد از ظهر

سپس آنها او (علی علیه السلام) را به بیعت با خود دعوت کردند، اما او درنگ کرد و تاخیر نمود تا آن که قصدهایی بر او کردند و تصمیم بزرگی در باره‏اش گرفتند...

از معاویه پسر صخر به محمد بن ابی بکر که خلاف راه پدرش ‏می‏رود

سلام بر اهل فرمانبرداری خدا. اما بعد، نامه‏ات به دستم رسید که در آن آنچه را خدا اهل آن است از بزرگی و قدرت و سلطنت، و آنچه را که پیامبرش را بدان برگزید، با آن همه پرگویی یاد کردی، اما در آن، دیدگاه خود را تضعیف و پدرت را نکوهش نمودی...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

مثنوی شب(2) نهم خرداد 1387 5 بعد از ظهر

شب آمد آسمان پر شد ز اختر

شب آمد جلوه گر آیات حق شد

شب آمد آسمان شد نورباران

شب آمد خستگان رفتند در خواب

بیا بنگر تو اسرار جهان را

هزاران اختر و رخشنده کوکب

فروشد غمزه بر افلاکیان ماه

نمایان کهکشان شد بار دیگر

منادی در جهان  نیلی ورق شد

صلای اُدعُنی آید ز جانان

مخواب ‏ای دل تو اینک راز شب یاب

ببین با دیده‏ی دل آسمان را

نمایان گشته در تاریکی شب

زند چشمک سهیل و زهره گهگاه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

مثنوی شب (1) سی و یکم اردیبهشت 1387 9 بعد از ظهر

دلا رخساره همرنگ شب آمد

سیه شد روزم از فرط گناهان

دلا آیا نشد هنگامه‏ی راز

تو بی ساقی و می‏ بی چنگ و بی دف

دهی لعل و خزف گیری ز بازار

بیا بس کن جفا کن نغمه آغاز

زفرط معصیت جان بر لب آمد

دلم مرد از خطای جهر و پنهان

شدن با مرغ شب چون نی هم آواز

رهانی شاهباز عقل از کف

به خود آی و زمستی دست بردار

شب آمد مژده ‏ای دل چاره‏ای ساز

نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نبودن نام حضرت امير عليه االسلام در قرآن (3) سی و یکم اردیبهشت 1387 8 بعد از ظهر

حکمت عدم ذکر نام حضرت امير و ساير امامان عليهم‏السلام در قرآن کريم

تا اينجا روشن شد که اولا حضرت امير عليه‏السلام هم در قرآن و هم در سنت، به عنوان جانشين رسول صلی الله عليه و آله و سلم و امام برگزيده الهی و پيشوای امت اسلامی معرفی شده است. و ثانيا ذکر نام آن حضرت در قرآن مشکلی را در جلوگيری از اختلاف در مورد امامت، حل نمی‏کرد. حال می‏خواهيم ببينيم...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

ادامه نامه محمد پسر ابوبکر به معاویه سی و یکم اردیبهشت 1387 7 بعد از ظهر

‏می‏بینم که با او هماوردی ‏می‏کنی حال آن که تو اینی و او او است!

پس اولین کس که پذیرفت و خالصانه ایمان آورد و تصدیق کرد و مسلمان شد و سلم پیشه کرد، برادر و پسر عمویش علی بن ابی طالب عليه‏السلام بود که او را بر غیبی که نادیدنی است تصدیق نمود و بر هر رفیق شفیقی ترجیح داد، و به جان از هر هراسی نگاهش داشت و در هر ترسی در کنارش به غمخواری نشست، در جنگش جنگید و در صلحش سلم پیشه کرد. پیوسته جانش را در لحظه‏های سختی و جاهای دلهره در طبق اخلاص گذاشت تا آن که گوی سبقت ربود چنان که در رزم...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

زمزم (1) سی و یکم اردیبهشت 1387 7 بعد از ظهر

زمزم ، همان چشمهای که در نزدیکی کعبه و به یمن قدم اسماعیل، ذبیح خدا به وجود آمده بود، و موجب حیات و آبادانی شده بود، بعدها در زمان حاکمیت «مضامن ابن عمرو »  خشک شد. زیرا قبیلهی «خزاعه » آمادهی حمله به مکه و تسلط بر آن شده بودند و مضامن، تصمیم گرفت بخشی از ثروت کعبه، از جمله دو آهوی طلا و چند قبضه شمشیر روئین را در چاه زمزم پنهان کرده و چاه را پر کند تا اگر حکومتش ساقط شد، این ثروت به دست خزاعه نیفتد. با پیروزی خزاعه...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

هر بیخبری را نرسد بیخبری بیست و نهم اردیبهشت 1387 8 بعد از ظهر

‏ای در میان جـانم و جـان   از  تو بیخــبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جـاودان

نقش تو در خـیال و خیال از تو بی نصیب

شـرح و بیان تو  چـه کنم  زان که تا ابـد

از تـو خـبر به نام و نشان است  خـلق را

جـویــندگان   گوهـر  دریـای  کُنــه  تـو

عـطار گرچه  نعــره‏‏ی  عشـق  تو ‏می‏زند

از تو جهـان پر است و   جهان از تو بیخبر

در جان و  در دلـی   دل و جان  از تو بیخبر

نام تـو  بر زبـان و      زبـان    از تو بیخبر

شـرح از تو عاجز است و بیان  از تو بیخبر

لیکن همـه بـه نام و   نشان  از تو بیخبر

در  وادی  یقــین و    گمان    از تو بیخبر

باشـند   جـمله  نعـره زنان    از تو بیخبر


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نامه‏ای به معاویه(1) بیست و نهم اردیبهشت 1387 8 بعد از ظهر

... و اما تو لعین فرزند لعینی. تو و پدرت هماره بر دین خدا بلاها را طلب کردید و در خاموش کردن نور خدا کوشیدید...

اخیرا مشاهده ‏می‏شود که شخصیت مزوری چون معاویه که در تمام دوران نهضت پیامبر اکرم صلی‏الله‏عليه‏وآله‏ در مکه و مدینه به همراه پدرش ابوسفیان و سایر سران شرک در صف اول پیکار با مسلمانان قرار داشته و آنچه در توان داشت برای نابودی اسلام به کار گرفت، و عاقبت با مشاهده‏ی قدرت یافتن اسلام چاره‏ای جز تسلیم شدن ندید، از سوی تفرقه افکنان مورد تمجید و ستایش واقع شده و کتابهایی در مناقب وی در تیراژ زیاد در کشورمان توزیع ‏می‏شود ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نبودن نام حضرت امير عليه االسلام در قرآن (2) بیست و هفتم اردیبهشت 1387 11 بعد از ظهر

بیایید با چشمانی باز به این مساله نگاه کنیم. ببینیم آیا علت اختلاف در میان مسلمانان، ذکر نکردن نام آن بزرگوار در قرآن است، یا علت دیگری دارد.

با نگاهی اجمالی به تاريخ اسلام روشن می‏شود که علت اصلی اختلاف در مسأله رهبری امت و جانشينی رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم اين نبود که نام کسی در قرآن آمده است يا نه. بلکه خود مسأله رياست انگيزه‏ی کافی برای اختلاف، در درون خود دارد. تاريخ و روايات قطعی نشان می‏دهند که رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم حضرت  امير عليه‏السلام  را در مواقف فراوانی به جانشينی خود معرفی کردند. و جالب است که پس از رحلت رسول صلی الله عليه و آله و سلم کسی منکر سفارشات آن حضرت در مورد حضرت امير عليه‏السلام نبود، بلکه نگران اين بودند که حکومت به دست خودشان نيفتد! لذا بدون توجه به سفارشهای رسول اکرم صلی الله عليه و آله و سلم ، به محض اين که از رحلت آن حضرت مطمئن شدند، بی آن که حرمت جنازه مطهر آن بزرگوار را رعايت کنند، مراسم تشييع و تدفين آن حضرت را ترک کرده سراسيمه به تصاحب قدرت و اخذ بيعت از مردم پرداختند! حال کسانی که تا اين حد در تصاحب قدرت حريص بودند، آيا در صورت وجود نام حضرت امير عليه‏السلام در قرآن از مقاصد خود صرف نظر می‏کردند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

نبودن نام حضرت امير عليه االسلام در قرآن بیست و چهارم اردیبهشت 1387 1 قبل از ظهر

شايد بارها شنیده باشید که اگر نام علی (ع) در قرآن آمده بود دیگر میان مسلمانان هیچ اختلافی نبود و امروز همه‏ی مسلمانان یک دست و یک رنگ و به اصطلاح «امت واحده» بودند، و اصلا روند تاریخ اسلام و حتی جهان دیگر این نبود، بلکه از چهارده قرن پیش امامان معصوم رهبری امت اسلام را به عهده ‏می‏گرفتند و جهان را به سوی صلاح و عدالت راه ‏می‏بردند!

راستی این گونه نیست؟ اگر  امروز قرآن را باز ‏‏می‏کردیم و مثلا ‏می‏خواندیم : «‏ای مؤمنان رهبر و امام شما پس از پیامبر، علی و يازده فرزند او است» همگان ‏نمی‏پذیرفتند؟

منتظر پاسخ شما هستم.

نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

خدای مهربان از راه وحی با ما سخن ‏می‏گويد (بخش دوم) بیست و چهارم اردیبهشت 1387 1 قبل از ظهر

علامه مجلسی در بیان واژه‏ی وحی می‏فرماید:

اصل وحی همان سخن پنهان است. سپس بر هر چه که، اختصاصا برای فهماندن به مخاطب، به صورت پوشیده از دیگران،  اراده شود، اطلاق شده است. وحی وقتی به خدای تعالی اضافه شود، مربوط به وحیی است که اختصاص به رسولان دارد. (مجلسي ، بحار الأنوار 18: 250- 248)

علامه مجلسی بر این نکته تاکید می‏کند که کاربرد وحی در اصطلاح شرعی اسلام تنها در مورد وحی به انبیا است، اگر چه در معنی، هر آنچه پنهانی و اختصاصی به کسی القا شود وحی است.

 آنچه وحی ‏می‏شود

با نگاهی به آیاتی که در آنها از وحی سخن رفته، روشن می‏شود که آنچه وحی می‏شود، ممکن است یکی از اين امور باشد :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

وحي؛ سخن گفتن خدا با بشر

آفریدگار مهربان از طریق وحی با بندگان خویش سخن می‏گوید و پیام ، حکم ، یا خبری را به ایشان می‏فهماند.

قرآن كريم، وحى الهى و گفتگوى عظمت بى‏انتها با بندگان خويش است. و همان درخشش جمال الهى و مايه هدايت مردمان است كه ايشان را از تاريكى هاى جهل و گمراهى به روشنايى هدايت و كمال رهنمون مى‏سازد...  « از جانب خدا نورى و كتابى روشن برايتان آمده است . خدا به وسيله آن هر كه راقرآن خشنودى او را پيروى كند ، به راه‏هاى سلامت راهنمايى كند و - آن كتاب - به اذن خدا از تاريكى‏ها به سوى روشنايى بيرونشان سازد. و ايشان را به شاهراه راست هدايت نمايد.»( مائده : 15 - 16)

 و اين كتاب اگر چه ظاهرى شيوا و بيانى رسا دارد، اما به حقيقتى بس رفيع و عظمتى تصور ناپذير تكيه زده و جايگاهى بلند دارد كه دست هر كس بدان نمى‏رسد و هر نگاهى به آن نمى‏افتد، « ما آن را خوانايى عربى قرار داديم، باشد كه آن را در يابيد. و بى شك - قرآن - در ام الكتاب، نزد ما هر آينه بلند مرتبه و با استحكام است.»( زخرف : 4-3)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

ذبح عظیم شانزدهم اردیبهشت 1387 2 قبل از ظهر

ابراهیم علیه السلام در خواب می‏بیند که جوان رعنا و عزیزتر از جانش را قربانی می‏کند :

ابراهیم : پسرم  اسماعیل ، شکیبا باش،که آفریدگار مهربان ، مشتاق دیدن روی تست . سختی سوزش تیغ را   بر حنجرت تاب بیاور ، آنگاه شراب وصل از دست پروردگارت نوش کن!

اسماعیل : پدر! شتاب کن که من هم بیش از این دوری او را تاب ندارم ، شتاب کن که سوزش خنجر،  شرمنده  آتش هجران است.

ابراهیم بوسه بر پیشانی جوان دلآرایش می‏زند ، خنجر به کف می‏گیرد تا در کار قربانی کردنش در آید...

 

ابراهیم از خواب بیدار می‏شود ، کم کم ، ستاره‏ها در آسمان کم فروغ می‏شوند ، ابراهیم می‏نشیند، تبسمی بر لب دارد ...

ابراهیم : حبیب من ، این چه سودایی است با من ؟ سر آزمودن من داری ؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |

سر آغاز شانزدهم اردیبهشت 1387 0 قبل از ظهر

‏ای در میان جـانم و  جـان   از  تو بیخـبر

چون پی برد به تو دل و جانم که جـاودان

نقش تو در خـیال و خیال از تو بی نصیب

شـرح و بیان تو  چـه کنم  زان که تا ابـد

از تو جهـان پر است و   جهان از تو بیخبر

در جان و  در دلـی   دل و جان  از تو بیخبر

نام تـو  بر زبـان و      زبـان    از تو بیخبر

شـرح از تو عاجز است و بیان  از تو بیخبر

نوشته شده توسط محمد عینی‏زاده موحد  | لینک ثابت |